سرزمينِ موعود

اشعار نو و سپید

Loading

بگو واژه‌ها تمام نشده‌اند هنوز
بگو جمله‌ها،
مصرع‌ها،
بیت‌ها،
غزل‌ها،
مثنوی‌ها؛
تمام نشده‌اند هنوز

در من فرازِ آتش‌فشان‌ها
و فرودِ آبشارانی است
که تفسیر نمی‌شوند به حرف
در من ارتعاشِ پژواکِ غریبی
پیوسته جاری است
که هر لحظه می‌گوید:
«با من بیا… با آفتاب طلوع خواهی کرد! فقط بچرخ»

بر من ببخش
این مسخ شدگی
تمام نمی‌شود خیره‌سریِ «عابر»…
بر من ببخش؛
این بی‌حرفی
این بی‌واژگی

خاموشیِ من،
این خیرگیِ گنگ،
اثرِ برقِ نگاهی است
که لحظه‌ای بر من افتاد
و بند آمد
حرف‌هایِ تا هنوزِ من

در سینه‌ام، هزار نیل
بغضِ اشتیاق فرو می‌خورند
با سرانگشتِ معجزه‌گرت
بشکاف سینه‌یِ سکوتِ مرا

دلِ بهانه‌جویِ من
شب و روز
سرزمینِ موعودِ آغوشِ تو را
بهانه‌یِ قهر می‌کند
و لب از لب باز نکرده است
هنوز

در من جاری کن ناگفته‌ها را جانان،
بگو واژه‌ها تمام نشده‌اند هنوز.

1388/12/22
1 بامداد
احسان شعاریان

عکس: تصویر توسط هوش مصنوعی و بر اساس مضمون شعر خلق شده است.

پاسخی دهید:

Your email address will not be published.

Site Footer